قلمم در دست…

نرگس قیصری – روزنامه‌نگار

gheisari-n.jpg

قلمم در دست و چشم و گوشم به اوست که چه می‌گوید؟ این جمله اندر احوالات خبرنگاری است که تمامی عمرش را برای آگاه ساختن مردمی که به آنها عشق می‌ورزد سپری می‌کند.

گفته می‌شود خبرنگاری همچون کار در معدن یکی از سخت‌ترین مشاغل در جهان است، پس باید گفت خبرنگار معدن بودن و از معدن نوشتن هم بسیار سخت و دشوار است. اما من به عنوان خبرنگار، از معدن نوشتن را با تمامی سختی‌ها و فراز و نشیب‌هایش دوست دارم. چون همان قدر که با دیدن عملیات آتشباری( بازی دود و رنگ) ذوق می‌کنم و هیجان‌زده می‌شوم، در مقابل حوادث تلخ معدنی همچون انفجار در معادن زغال‌سنگ و از دست رفتن جان انسان‌هایی که با سختی تمام در این معادن روز را به شب می‌رسانند دلم می‌لرزد.

شاید این موضوع نقطه ضعفی برای خبرنگاری باشد که باید به دور از هر احساس و بر پایه منطق خبر را منتشر کند اما تجربه ثابت کرده است تلفیق عقل و احساس، هم بر رفتار اثر مثبت می‌گذارد و هم بر نوع تفکر و اندیشه.

در کنار تمامی موارد یادشده یکسری نیازها برای پیشرفت برای هر خبرنگاری وجود دارد و آن‌هم آشنا شدن با حوزه‌ای است که باید درباره‌اش بنویسد. برای نمونه اگر قرار است گزارشی خواندنی از معدن و معدنکاری نوشته شود، حضور در معادن و لمس سنگ و خاکش می‌تواند ایده‌های نابی به خبرنگار دهد. البته این درحالی است که به دلیل دور بودن معادن از شهرها و قرارگیری آنها در مناطق دورافتاده کشور، امکان حضور مستمر خبرنگار در معدن میسر نیست. این موضوع برای دیگر صنایع نیز صدق می‌کند. پس به این باور می‌توان رسید که نوشتن در هر حوزه‌ای، حال می‌خواهد صنعت باشد یا معدن، نیاز به نگاه خلاقانه دارد و در کنارش باید نسبت به روزآمد کردن اطلاعات تلاش فراوان داشت.

نظر شما درباره این مطلب؟

قرار دادن دیدگاه

امتیاز مطلب: ۵ از ۵ (۱ رأی)

دیدگاه‌ها

ارسال نظر