نخبگان با پیام‌های تسلیت زنده نمی‌شوند

ملیحه خورده پا/سردبیر

صبح روز جمعه را با خبر تصادف شدید اتوبوس حامل دانش آموزان نخبه دارابی شروع می‌کنیم که ۷ نفر از آنها در دم جان باخته‌اند. فرزندان زیبای این سرزمین برای حضور در اردوی نخبگان فرزانگان قرار بود راهی شیراز شوند اما ظاهرا مقصدشان بهشت ابدی شد و پایشان از منطقه گرم هرمزگان فراتر نرفت و به شیراز که بهشت روی زمین ایرانیان است، ‌نرسید.

قرار بود دانش آموزان دارابی که جزو نخبه‌های دانش آموزی هم بودند در اردوی فرزانگان حضور داشته باشند و بعد از آن هم یکی یکی پله‌های ترقی را طی کرده و به سرمایه‌های انسانی و علمی تبدیل شوند و سالیان متمادی به این خاک و بوم خدمت کنند اما هزاران افسوس.

هزاران افسوس که بار دیگر تصادف با اتوبوس فاجعه آفرید و این بار ۷ نفر از دانش آموزان این مرز و بوم را بدرقه خانه ابدی کرد و تعداد زیادی را با حال و روز نامساعد راهی بیمارستان.

دانش آموزان دارابی با بی‌احتیاطی راننده، خواب آلودگی و نبود نظارت بر ساعت حرکت اتوبوس به کام مرگی تلخ فرستاده شدند، مرگی که حتی گوشها طاقت شنیدن جزییات آن را ندارند. رییس اداره پزشکی قانونی هرمزگان از قطعه قطعه شدن اجساد این نوگلان خبر می‌دهد و تاکید دارد که همکارانش از ساعات ابتدایی روز تا پاسی از شب مشغول چسباندن قطعات اجساد برای شناسایی بوده اند.

تحمل شنیدن این خبر برای ما سخت و طاقت فرساست و بارها و بارها پس از شنیدن آن به خدا پناه می‌بریم از تحمل چنین داغی و آرزوی صبر و شکیبایی می‌کنیم برای خانواده این نخبگان، حال باید دید خانواده این دانش آموزانی که در مرز شکفتن پرپر شده‌اند با سنگینی این داغ قرار است چه بکنند؟!

از عمق فاجعه و زخمی که بر روح نواخته شده هر چه بگوییم کم است اما در این میان نکته‌ای قابل تامل وجود دارد و آن هم ابراز همدردی سران کشور از رییس جمهوری و رییس مجلس گرفته تا رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی و مقامات استانی و محلی.

در میان انبوه پیام‌های تسلیت که در پی حادثه تصادف دانش آموزان داراب منتشر شد شاید بهترین واژه‌ها در پیام وزیر امورخارجه ایران آمده باشد که از این دانش آموزان به عنوان سرمایه علمی کشور یاد می کند. محمد جواد ظریف در متن پیام تسلیت خود نوشت: شنیدن خبر تلخ حادثه تصادف اتوبوس دانش‌آموزان و فرزندان دلبند این مرز و بوم و سرمایه‌های علمی کشور، که موجب کشته و زخمی شدن جمع زیادی از این عزیزان شد، موجب تالم و تاثر بسیار شد.

شاید این حجم از بی‌مبالاتی در رانندگی و نگاهی به آمارهای کشته شدگان تصادفات جاده‌ای که با استناد به آمار ارائه شده از سوی رییس پلیس راهور ناجا مبنی بر عدم کاهش تعداد کشته شدگان تصادفات جاده‌ای در شهریور است؛ همه و همه به این واقعیت اشاره داشته باشد که ما باور نداریم نیروی انسانی مساوی است با سرمایه ملی و از دست دادن این سرمایه؛ تبعات سنگینی را برای کشور در پی دارد.

هنوز باور نکرده‌ایم که براساس آخرین سرشماری انجام شده از سوی مرکز آمار ایران، موالید در ایران تقریبا به نرخ صفر نزدیک شده و جمعیت کشور در حال پیرشدن است پس نباید به همین راحتی برتن و جان سرمایه‌ای که امکان جایگزین کردن آن را نداریم در جاده‌ها چوب حراج بنوازیم و آنها را آسان از دست بدهیم.

بی تردید لازم است باور کنیم که مراقبت از سرمایه انسانی و حفظ آنها در ایران، آن هم با توجه به آمار و ارقامی که مرکز آمار از وضعیت سنی و زاد و ولد در کشور ارائه کرده، ‌امری ضروری است آن هم اگر سرمایه‌های انسانی ما در گروه نخبگان نیز قرار داشته باشند.

حادثه‌ای که برای دخترکان زیبای دارابی پیش آمد تا چند روز دیگر در انبوه اخبار جدید گم می‌شود و شاید این روزها اصل این ماجرا حتی در میان پیام‌های تسلیت مقامات گم شده باشد اما آنچه که هیچ گاه از یاد نمی‌رود، عمق این درد از ذهن و قلب خانواده‌های داغدار دانش آموزان دارابی است و لطمات جبران ناپذیری که حوادث این چنینی بر کشور تحمیل می‌کنند.

نظر شما درباره این مطلب؟

قرار دادن دیدگاه

امتیاز مطلب: ۵ از ۵ (۱ رأی)

دیدگاه‌ها

ارسال نظر