طیبه سیاوشی عنایتی/ عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی
هماکنون آسیبهای اجتماعی در ایران مرحله بحران را رد کرده است زیرا در دولتهای نهم و دهم به طور کامل چشم به روی این آسیبها بسته شد و مشکلات در این زمینه مغفول ماندند و در دوره یازدهم زمانی که این موضوع دوباره مطرح شد به مرحله تهدید رسیده بود اما مرحله بحران را رد کرد. مسئله فقط موضوع حاشیهنشینی نیست بلکه یک زنجیره از آسیبهای اجتماعی است که همراه با حاشیهنشینی در کلانشهرهایی مانند تهران و مشهد و حتی شهری مانند قم وجود دارد. سمنها که در مورد مسائل و مشکلات ناشی از این آسیبهای اجتماعی به نوعی با آن روبهرو شدند و تلاش کردند که دستکم تدابیر حمایتی را داشته باشند اما با این سازمانها برخورد امنیتی و سیاسی شد، متاسفانه هماکنون به مرحلهای رسیده است که فقط کمکهای دولت در این رابطه چارهساز نیست. با توجه به نیتهای خیر و انگیزههای انسانی از سالهای گذشته سمنها تلاش کردند و درحالحاضر در دولت یازدهم تعداد این سمنها افزایش پیدا کرد و حتی در مناطقی که مملو از مشکلات و آسیبهای اجتماعی هستند این سمنها رشد چشمگیری داشتهاند. در واقع این سازمانها به نوعی نه کارگزار دولت بلکه به عنوان بازوهای اجرایی در
زمینه مسائل و مشکلات آسیبهای اجتماعی دیده میشوند. مشارکت این سمنها به مسائلی که جنبه حقوقی و قانونی دارد و به مباحثی مانند کودکان کار، زنان سرپرست خانوار و زنان آسیبدیده مربوط میشود و باید با استفاده از اسناد بالادستی که به شکل قانونی به تصویب میرسد نقش آنها پررنگتر دیده شود. در عرصه مددکاری اجتماعی کمبود بزرگی را شاهد هستیم؛ به دلیل نداشتن این عرصه مهم که تاکنون بهزیستی و تاحدودی کمیته امداد متولی این امر بودند جای خالی مددکاری اجتماعی را باید سمنها پر کنند، البته درحالحاضر سمنها تلاش خود را به منظور کاهش آسیبهای اجتماعی میکنند اما این آسیبها به مرحلهای رسیدهاند که نیازمند حمایتهای بیشتر دولت است.



دیدگاهها
ارسال نظر