سارا اصغری – روزنامهنگار
در دنیای رقابتی کنونی هر کشوری که بخواهد متکی به خود باشد، باید بتواند تولیدات داخلی خود را در سطح بینالملل عرضه کند و قدرت رقابتپذیری خود را به نمایش بگذارد و این مسیر جز با صادرات امکانپذیر نخواهد بود. در پیش گرفتن سیاستهای صادراتمحور بهطورقطع مستلزم برنامهریزیها و هزینههایی است که باید دولتها آنها را متحمل شوند؛ سیاستی که چند سالی است دولت همواره بر آن تاکید دارد، بهویژه صادراتی که متکی بر محصولات غیرنفتی باشد و بتواند با ایجاد ارزشافزوده بیشتر زمینه را برای اشتغالزایی فراهم کند. از اینرو برای در پیش گرفتن سیاستهای صادراتمحور باید تمام شرایط و پیش زمینههای آن را فراهم کرد. در گام نخست، یکی از زمینههایی که میتواند بیشتر بخش اقتصادی ما را به سمت صادرات سوق بدهد، تلاش برای تولید محصولات با ارزشافزوده بالاتر و باکیفیتتر است. از سوی دیگر باید زمینه شناسایی و حضور در بازارهای صادراتی مختلف شامل بازارهای منطقه و سایر بازارهای بینالمللی را فراهم کرد. اما جدا از چنین اقدامهایی که برای صادرات ضروری بهنظر میرسد، اختصاص بستههای حمایتی و مشوقهای صادراتی برای صادرکنندگان نیز بسیار مهم است.
هرچند مشوقهای صادراتی بهصورت ابتدایی و ساده برای صادرکنندگان در نظر گرفته میشود اما رقبایی مانند چین و ترکیه که انواع مشوقهایی صادراتی را برای تولیدکنندگان داخلی خود در نظر گرفتهاند بازارهای منطقه را به تصرف خود درآوردهاند و این مشوقهای ابتدایی رغبت چندانی برای صادرکنندگان ما برای یافتن بازارهای بیشتر ایجاد نمیکند. به علاوه اینکه همین اندک مشوق حمایتی نیز با تاخیر زیادی به صادرکنندگان پرداخت میشود. موضوع قابل توجه در زمینه مشوقهای صادراتی این است که در تهیه چنین بستههای حمایتی، از بخش خصوصی و انجمنها و تشکلها چندان نظرخواهی به عمل نمیآید، نظرخواهی که با دید این بخش میتواند بهتر و بیشتر راه صادرات را هموار کند.



دیدگاهها
ارسال نظر