فرهاد رمضان کارشناس حوزه پولی و مالی در گفتوگو با گسترش نیوز نابسامانی در بازار ارز را ناشی از اختلال در تصمیم گیری، پراکندگی در نظر دادن و سخنرانی مختلف از تریبونهای رسمی دانست و راهکار مقطعی را بازگشت معامله دلار به صرافیها دانست.
گسترش نیوز : در ادامه نوسانات بازار ارز و قیمتهایی که مشخص نیست بر چه اساسی هر روز برای دلار ثبت و معامله میشود، روز گذشته (یکشنبه) و در حالی که بازارهای جهانی تعطیل بود، دلار در بازار غیر رسمی ارز ایران تا ۱۰.۵۰۰ تومان (تا لحظه نگارش این گزارش) و حتی بیشتر نرخ خورده است.
گفتوگوی گسترش نیوز با فرهاد رمضان را میخوانید…
به نظر شما چه کسی عامل اصلی ایجاد نابسامانی و اختلال در بازار است؟ بانک مرکزی متولی اصلی و مجری سیاستهای دولت است. هیجان و التهاب فعلی بازار ناشی از نگرانی از دست رفتن سرمایههای مردم است. انتظارات تورمی ایجاد کردیم که عامل پیشبینی را از بازار حذف کرده و باعث ایجاد موجهای گوناگون میشود. باید فضای امنیتی را برداریم و بازار را آزاد کنیم. راهکار اصلی همین است، آزادسازی نرخ ارز و برداشتن موانع مصنوعی از راه بازار. صرافیهای نوسان بازار ارز را کنترل میکنند و برای چنین شرایط سوپاپ اطمینان دارند. راهکارهای دیگری که میتوان پیشنهاد داد تقویت تولید و صنعت است. اینها پاشنه آشیل نجات کشور از شر نابسامانی و شرایط بحرانی هستند.
برای بهبود چه راهکارهایی باید اتخاذ شود؟ بازنگری، حل و اصلاح قانون مالیات بر ارزش افزوده یکی از موارد بسیار مهم در مدیریت بحران محسوب میشود. این قانون آرامش را از فضای تولید گرفته و باعث درگیری اذهان صنعتگران و جامعه کارفرمایان ایران شده است. تولیدکننده برای خدمت به جامعه باید آرامش خاطر و روان آسوده داشته باشد. وقتی همیشه درگیر بدیهیات و تامین منابع نیروی کار باشد توان تمرکز بر فعالیت اجرایی خود را از دست میدهد. باید مسیر تولیدکننده را هموار کنیم. به جای مانع تراشی با اصلاح قوانین باید راه را باز کنیم و اجازه دهیم آنها با کنترل شرایط اقتصادی بتوانند تاثیر طبیعی خود بر اشتغال، درآمد و آینده مردم را بگذارند.
مسئله دیگر تعیین تکلیف بنگاهها و بانکها است. شرکتهای بسیاری در ایران معوقات و دیونی نزد بانکها دارند که جریمههای تصاعدی بر آن تحمیل میشود. هر چند بانکها برای برقراری ارتباط با هر مشتری ادبیات خاص خود را دارند و تخفیفاتی نیز در نظر میگیرند. انعطاف در پرداخت معوقات وجود دارد اما کافی نیست.
سیستم بانکی باید این موضوع را مهندسی کند. حجم جریمهها برای برخی شرکتها نفس گیر است و توان پرداخت آن وجود ندارد. شرکتها از پرداخت اصل معوقه فراری نیستند و بسیاری هماکنون در حال جبران مبلغ دیون اصلی خود هستند اما جریمهها باری اضافه بر آنها تحمیل میکند که نگرانکننده است. برای حل این بحران بانکها اموال شرکتها را در اختیار گرفتهاند و نقدینگی تولید را کاهش دادهاند. وقتی نتوانستند اموال یا اراضی در اختیار شرکتها را به نقدینگی تبدیل کنند در کشور بحران ایجاد شد.
بازگشت مجدد تحریمهای اقتصادی چه تاثیری بر این اوضاع دارد؟ باید یک نظام جامع و هماهنگ درباره نحوه به کارگیری واحدهای قدیمی تدوین شود و دولت برای توجه به آنها برای بازار کسب و کار و تولید تعیین تکلیف کند. وقتی واحدهای قدیمی با مشکلات و موانع گوناگون مواجه هستند و توان تامین نیروی انسانی، منابع و مواد اولیه خود را ندارند چه ضرورتی برای تاسیس واحدهای جدید وجود دارد؟ چرا باید از رشد بیرویه واحدهای تولیدی که حداکثر پنج سال عمر میکنند حمایت کنیم و به واحدهای با عمر بالای ۸۰ سال بیتوجه باشیم. قطعا بازگشت و بروز مجدد تحریمها بر اقتصاد ایران تاثیر شدیدی خواهد داشت. در این شرایط نمیتوان روی تولیدکننده کم سابقه و تازهکار حساب کرد. باید به فکر باشیم و به تولیدکنندگان قدیمی و صاحب اصالت توجه کنیم. باید توجه داشته باشیم که هنوز منابع ارزی دولت کاهش پیدا نکرده و درآمدهای نفتی رکورد خود را حفظ کردهاند و حتی سیر صعودی داشتند.
با بازگشت تحریمهای بینالمللی با مشکلات جدیدی در بازرگانی و تولید روبهرو خواهیم بود. فکر میکنم استعداد و ظرفیت ایران به حدی هست که بتواند تحریم را بیاثر کند. این مهم به عمل نخواهد رسید مگر انضباط مالی و نظم منطقی در حوزه بانکی و پولی ایجاد شود. اگر سیستم بانکی درست عمل کند جذب سرمایهگذاری صورت میگیرد و نظام مالیاتی در صورت اصلاح اساسی میتواند به کمک آید.
نظرات مسئولان چه تاثیری بر اختلال و نابسامانیهای بازار دارد؟ من فکر میکنم عوامل اصلی در به وجود آمدن این شرایط و نابسامانی در بازار ارز اعوجاج در تصمیم گیری، پراکندگی در نظر دادن و سخنرانی مختلف از تریبونهای رسمی باشد. به عنوان نمونه ما در سال گذشته نرخ سپردهها را کاهش دادیم بعد از ۵ ماه دوباره افزایش دادیم. مردم احساس کردند اتفاقی در حال وقوع است. یعنی با نظرات مسئولان نگران شدند و به بیاعتمادی عمومی دامن زده شد. وقتی به این مسئله بیتوجه باشیم و هر کس بدون هماهنگی اظهار نظر کند باید عواقب آن را بپذیریم. در کشورهای دیگر شما در هر فروشگاه کوچکی محلی برای تبدیل پول و ارائه ارزهای جهانی میبینید. تعداد صرافیها در کشور ما کم است. همان تعداد کم را هم تعطیل کردیم. کارگزار ارز را به کف خیابان فرستادیم و بعد خودمان بهش گفتیم قاچاقچی. هر چه بتوانیم دلار فروش را از کف خیابان جمع کنیم و معامله ارز را به داخل صرافیها بفرستیم بهتر عمل کردیم.




دیدگاهها
ارسال نظر