جایگاه «عدالت» در تاریخ تفکر ایرانی

اشکان تقی‌پور / کارشناس ارشد زبان فارسی

در آموزه‌های تربیتی ایرانی- اسلامی، به ویژه هنگام مطالعه حکومت دوران حضرت علی (ع) در مباحث چگونگی برخورد متقابل مسئولان با مردم یا حاکمان با رعیت با کلیدواژه‌هایی چون «حق مردم» و «عدالت» به تفصیل مواجه می‌شویم. تفکر کهن ایرانی پس از ورود اسلام به ایران رفته‌رفته پذیرای تفکر علی(ع) و پیرو سیره علوی شد. تفکر اخلاق مدارِ کهنِ ایرانی از دوران باستان با وجود کاستی‌های موجود در نظام طبقاتی در برخی دوره‌ها، نگاهی ویژه به «عدالت» و «حق مردم» و «قضاوت» داشته است. هر چند به طور مسلم در طول تاریخ کهنسال سرزمین‌مان، گاه به سبب وجود حاکمان نالایق و متغیرهای اجتماعی و سیاسی این نگاه فرهنگی مثبت به ثمر ننشسته است اما آنچه مهم است و از لابه‌لای اسناد درجه یکِ تاریخی به خوبی نمایان می‌شود، دغدغه رعایت حق و حقوق ملت و وظیفه حکومت در این‌باره است. میل به «عدالت» و «حق‌طلبی» و حساسیت در «قضاوت» همواره در منش و تربیت ایرانیان، اصلی اخلاقی و بنیادین بوده است. از استوانه کورش تا سنگ نبشته‌های داریوش هخامنشی تا گلستان سعدی و دیوان شاعران کلاسیک فارسی زبان و کتاب‌های بزرگان تا متن قانون اساسی مشروطه تا فتواها و سخنان مراجع بزرگ
تقلید و قانون اساسی جمهوری اسلامی همه به این اصل اخلاقی اصیل توجه ویژه داشته‌اند. از دوران باستان آغاز می‌کنیم و برای نمونه در این مختصر به جملاتی از سنگ نبشته وصیتنامه داریوش کبیر هخامنشی، بر فراز مقبره او در «نقش رستم»، حک شده بر سینه کوه رحمت استان فارس میپردازیم: داریوش می‌گوید: «خواست من این نیست که ناتوان از توانا ستم ببیند، نیز این نیست که توانا از ناتوان ستم ببیند. آنچه راست است آن به کام من است. مرد دروغزن را دوست نیستم… تندخو نیستم. آن چیزهایی که در موقع خشم بر من عارض می‌شود، سخت بر آنها چیره هستم… آنچه مردی علیه دیگری می‌گوید، باورم نمی‌شود تا آنکه حرف هر دو را بشنوم» جملاتی بود کوتاه، مستند و موجود از میان وصیتنامه‌ای بزرگ، برآمده از ۲۵۰۰ سال پیش سرزمین‌مان. به امید آنکه ایران اسلامی با تکیه بر قدرت کهن و اخلاق مدارِ ملت بزرگش تا ابد بپاید.

نظر شما درباره این مطلب؟

قرار دادن دیدگاه

امتیاز مطلب: ۵ از ۵ (۱ رأی)

دیدگاه‌ها

ارسال نظر